تبلیغات
ღ❤ღ SHINee ღ❤ღ - LOVELY SHINY (2
♥.•*´¨`*•.♥ Forever Shawol ♥.•*´¨`*•.♥

LOVELY SHINY (2

چهارشنبه 23 فروردین 1391 07:50 ب.ظ

نویسنده : ❤ Negin ❤
ارسال شده در: LOVELY SHINY ،

اینم از پارته 2!
برید ادامه!

موقعیت: فرودگاه

پسرا برای استقبال از یكی از دوستاشون به فرودگاه اومدند.

دخترا هم تو فرودگاه بودن

نگین: بچه‌ها من وضعیت اضطراری دارم. دیگه بیشتر از این نمی‌تونم وایستم

نسیم: بیا بریم منم تشنمه یه چیزی هم بگیریم

طره: نگین تو این شلوغی توام وقت گیر اوردیا!

آزیتا: یعنی نمی‌تونین تا هتل طاقت بیارین؟

نگین:‌ اگه می تونستم كه نمی‌گفتم.

جولی: بچه‌ها اینقد سخت نگیرید... شما برید كارتون رو بكنید ما جلوی در خروجی منتظریم

مهشاد: یادتون نره ماشینمون یك بنز مشكیه. فقط حواستون باشه كسی نشناستتون.

نگین و نسیم از دخترها جدا شدن.

همین موقع یه دفعه یكی داد زد: وای خدای من... گروه lovely girls اومدن. یه دفعه دور دخترا شلوغ شد.


­­­­­­­­­­­­
نگین و نسیم به سمت دستشویی رفتن. روی در دستشویی زنانه نوشته بود "خراب است"

نگین: وای چه شانسی... من دیگه طاقت ندارم چیكار كنیم؟

نسیم: تو برو قسمت مردونه من دم در وامیستم كسی نیاد.

نگین رفت. نسیم دم در واستاده بود كه دید یك پسر داره میاد. جلوشو گرفت و گفت: ببخشید دستشویی خرابه.

پسر: تو از كجا می‌دونی اینجا كه دستشویی مردونه ست.

یه دفه صدای جیغ نگین از دستشویی اومد. نگین باعجله از دستشویی خارج شد و دست نسیمو گرفت و گفت بدو.

پسره با تعجب به اونها كه داشتن می‌دویدن نگاه می‌كرد كه یكی از دستشویی خارج شد و به پسره گفت: مینهو تو اینجایی! اینها رو شناختی؟

مینهو: جونگ مین تو اینجایی؟ دو ساعته دارم دنبالت می گردم. حالا اینها كی بودن؟

جونگ مین: اینها از بچه‌های گروه lovely girls بودن.

 

دخترای دیگه هم به سرعت از فرودگاه خارج شدن. دم در ورودی یك بنز مشكی پارك شده بود.

طره: بچه‌ها زود باشین سوار شین.

جولی: اینكه راننده نداره. یعنی باید خودمون رانندگی كنیم؟ پس سوئیچ چی؟

آزیتا رفت جلو و تو ماشینو نگاه كرد و گفت: بچه‌ها در بازه و سوئیچ هم روشه.

مهشاد: پس بچه‌ها چی؟

طره: بهشون زنگ می‌زنیم و قرار می‌زاریم. فعلاً بزار از این شلوغی خلاص شیم.

همگی سوار شدن و راه افتادن.

اونیو: اااااااا .... ماشینو بردن!

ته كیون: اونیو ماشین كو؟ تو چرا اینجا واستادی؟

- من یه لحظه پیاده شدم و دنبال شما می‌گشتم وقتی رومو برگردوندم دیدم چند تا دختر ماشینو بردن.

ته مین: من دیدم اونا سوار شدم و پیش خودم فكر كردم كه چقدر ماشینه شبیه ماشین ماست.

جونگ هیون: چه راحت می‌گی ماشینو بردن!

كی: حالا اینا كی بودن از كجا گیرشون بیاریم.






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 فروردین 1392 08:03 ب.ظ