تبلیغات
ღ❤ღ SHINee ღ❤ღ - Happen to (3
♥.•*´¨`*•.♥ Forever Shawol ♥.•*´¨`*•.♥

Happen to (3

چهارشنبه 23 فروردین 1391 09:15 ب.ظ

نویسنده : ❤ Negin ❤
ارسال شده در: HAPPEN TO ،

 

سلام بچه‌ها خوفین؟

اینم از پارت 3 happen to امیدوارم خوشتون بیاد

دوستون دارم

 

 

آزیتا: بچه‌ها زود یه كاری بكنید! باید زود برگردیم هتل.

دخترا به هم نگاه كردن و یواش یواش به سمت پسرا رفتن.

جولی: اول دستشو ول كن.

یكی از پسرا: شما اول معذرت خواهی كنید بعداً.

بیتا: اول بگید برای چی باید معذرت خواهی كنیم؟

مهشاد: شما خیلی عقده ای هستین.

یكی از پسرا رفت تو صورت مهشاد و گفت: درست صحبت كن!

پسرا داشتن با مهشاد كل كل می‌كردن كه یهو آزیتا محكم با لگد زد به پای پسره.

پسره دست نسیم و ول كرد و پاشو گرفت.

آزیتا هم دست نسیم و گرفت و داد زد بچه ها بدویین.

دخترا شروع كردن به دویدن و نگین گفت: بچه‌ها از هم جدا شید. تو هتل همدیگر رو می‌بینیم.

پسره: لعنتی. دوباره زد به همون پام. چیكار می‌كنید؟ بگیرینشون.

موقعیت: هتل

همه دخترا رسیدن.

طره: وای عجب روزی بود. شانس آوردیم در رفتیم.

نسیم: یه روزمون بدون شر نمی‌گذره. خدا به خیر كنه.

مهشاد: پس چرا نگین هنوز نیومده.

جولی: نكنه گم شده یا اتفاقی افتاده؟

همین موقع تلفن مهشاد زنگ خورد.

مهشاد: الوووو؟ نگین چی شده؟ كجایی؟

نگین: ...

مهشاد: چی؟ یعنی چی؟

- ....

- باشه الان می‌آییم و تلفن رو قطع كرد.

مهشاد رو به دخترا گفت: بچه‌ها نگینو گرفتن! الان هم كوچه پشتی هتل منتظر ما هستن.

دخترا: چی؟ ای نگینه بی‌عرضه!!

نسیم: حالا یه عذرخواهی می‌كردیم چی می‌شد؟ طفلكی نگین.

موقعیت: كوچه پشتی هتل

طره: پس دوست ما كو؟

پسره: تو ماشینه.

بیتا: یعنی چی؟ مگه قاتل گرفتین؟

- از قاتل بدتره!!!!! پاموش زدین داغون كردین! لباسمو هم كه از بین بردین! نفسمونم كه برید. این دوستتونم تو ماشین تا تونست همه‌مونو زد. حالا دیگه معذرت خواهی كافی نیست. باید بریم پیش پلیس.

آزیتا: ما تو این كشور مهمون شماییم. این رفتار درسته؟

- مهمون به این پررویی ندیدیم!

همون موقع در ماشین باز شد و نگین با یه پسره از ماشین خارج شدن.

پسره كه نگین رو گرفته بود رو به اون یكی كرد و گفت: مینهو كوتاه نیایا! اینا خیلی پرروان.

مهشاد: حالا می‌گین چی كار كنیم؟

مینهو:‌ باید هر كاری ما می‌گیم شما انجام بدین وگرنه باید بیایید بریم پیش پلیس.

دخترا: مثلاً چه كاری؟

- این بلیطا رو بگیرین و فردا بیایین به محل این كنسرت تا بهتون بگم اگه نیاین خودتون می‌دونین چی می‌شه.

پسرا سوار ماشین شدن و رفتن.

جولی: نگین چی شد كه گیر افتادی؟

نگین: یه دفه پام پیچ خورد و پسره منو گرفت. منم مجبور شدم آدرس اینجا رو بدم وگرنه منو می‌بردن پیش پلیس.

بیتا: حالا واقعاً بریم اونجا؟

طره: چاره دیگه‌ای نداریم. چون اونا آدرسمونو بلدن ما هم نباید بزاریم مدیر تور چیزی بفهمه

موقعیت: محل كنسرت

دخترا هرچی منتظر شدن پسرا نیومدن.

جولی: یه ساعته وایستادیم پس چرا نیومدن؟

آزیتا: بیایین بریم تو ببینیم چه خبره!

دخترا رفتن تو كه یكی اومد به طرفشونو و گفت: خانما بفرمایید از این طرف! و دخترا را برد به جایگاه مخصوص جلوی سن.

دخترا با تعجب به هم نگاه كردنو نشستن.

یه دفه گروه shinee و گروه ss501 با هم وارد شدن.

دخترا از خوشحالی بلند شدن و جیغ زدن.

مینهو جلوی صحنه اومد و واسه دخترا بوس فرستاد و چشمك زد.

نسیم: بچه‌ها این همون پسره نیست كه دیشب منو گرفته بود؟

دخترا: هاااااااااااااااااااااا؟

 






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 فروردین 1392 08:00 ب.ظ