تبلیغات
ღ❤ღ SHINee ღ❤ღ - Happen to (5
♥.•*´¨`*•.♥ Forever Shawol ♥.•*´¨`*•.♥

Happen to (5

چهارشنبه 23 فروردین 1391 09:25 ب.ظ

نویسنده : ❤ Negin ❤
ارسال شده در: HAPPEN TO ،

 

سلام به دوستای گلم.
اینم از پارت 5
happen to.
بپرید ادامه...

 

 

موقعیت: بعد از كنسرت

آزیتا: بچه‌ها ولی من فكر نكنم اونا همون پسرای دیشبی بوده باشنا!

بیتا: آره بابا. اون پسره فقط كمی شبیه مینهو بود.

طره: منم فكر نكنم آخه خیلی مسخره است كه توی كره از بین این همه آدم ما با اونا این جوری ماجرا داشته باشیم.

نسیم: شایدم من اشتباه كردم. پس چرا برای ما بوس فرستاد و خندید

مهشاد: ما جلو نشسته بودیم و شاید چون دید ما خارجی هستیم این كار رو كرد.

جولی: حالا چرا اون پسرا یه همچین كاری كردن و برای ما بلیت كنسرت دادن؟ اونا كه باید به خون ما تشنه باشن!

نگین: حالا كه این كارو كردن ناراحتی؟

همون موقع یه مرد اومد پیش دخترا و گفت: بفرمایین از این طرف.

دخترا با تعجب به هم نگاه كردن و دنبال اون مرد رفتن.

مرد اونا را برد به سمت اتاقی در پشت صحنه.

دخترا یكی یكی وارد شدن و مودبانه یك جا واستادن و با دهن باز به پسرا نگاه می‌كردن.

توی اتاق گروه shinee و جونگمین از ss501 و ته كیون از 2pm نشسته بودن.

مینهو كه روی صندلی نشسته بود گفت: چی شده كه اینقدر مودب شدین؟ دیشب كه خیلی بلبل زبونی می‌كردین؟

جونگمین: دهنا رو!!! ببندینشون پشه نره توشون!!!!

پسرا همه خندیدن.

اونیو: حالا فهمیدین با كیا طرفین؟

 

جونگهیون: حالا بچه‌های خوبی باشین و درست و حسابی از ما معذرت خواهی كنین.

 

تمین: نگاشون كن! اینقد شوكه شدن كه نمی‌تونن حرف بزنن.

 

كی: شما اهل كدوم كشورین؟

 

ته كیون: اونایی كه به پای مینهو لگد زدن زود بیان جلو.

 

همینطور پسرا داشتن یه ریز بار دختر می‌كردن. دخترا هم كم كم داشتن عصبانی می‌شدن.

 

مینهو: چیه ؟ زبونتونو گربه خورده؟ نشنیدین ته كیون چی گفت؟

 

نگین یه دفعه با عصبانیت داد زد و گفت: دهناتونو ببندین!!!! فكر كردین كی هستین؟

 

پسرا یه دفعه جا خوردن.

 

جونگمین گفت: تو یكی دیگه حرف نزن كه حسابت از بقیه جداست. همه آتیشا از گور تو بلند می‌شه.

 

مهشاد: تو دیگه چی می‌گی مگه تو حسابداری؟

 

اونیو: ااااااا تو زبونم داری؟ من فكر كردم فقط بلدی از پات استفاده كنی.

 

نسیم: حقتون بود. سر یه بلوز آشوب درست كردین.

 

مینهو: ما آشوب درست كردیم؟ انگار یه چیزیم بدهكار شدیم.

 

جولی: حالا كه این طوره هر كاری كردیم خوب كردیم. هیچ غلطی هم نمی‌تونین بكنین.

 

تمین: تو دیگه از كجا پیدات شد كوچولو؟

 

بیتا: كی به كی میگه كوچولو!!!

 

جونگهیون: اگر جواب ندین نمی‌گن لالینا!!

 

آزیتا: می‌تونیم. دوست داریم. دلمون می‌خواد. حالا حرف حسابتون چیه؟

 

ته كیون: ما رو باش كه شما رو دعوت كردیم به كنسرتمون.

 

طره: كسی از شما نخواسته بود دعوتمون كنین. این چه طرز دعوت كردنه؟ بچه‌ها بیایین بریم.

 

كی: كجا سرتونو می‌ندازین پایینو می‌رین؟ نمی‌خواین معذرت خواهی كنین؟

 

دخترا: عمراً. و رفتن بیرون

 

پسرا با تعجب به رفتن دخترا نگاه می‌كردن.

 

 

كی: ااااا.... اینا دیگه كین بابا؟

 

تمین زد زیر خنده و گفت: ولی خیلی باحالن كم نمیارن.

 

اونیو: اولش قیافه‌هاشونو دیدی؟

 

مینهو هم با خنده گفت: تو عمرم همچین دخترایی ندیده بودم. داشتن ما رو می‌خوردن.

 

جونگمین: آره با این كه می دونستن ما كی هستیم نزدیك بود دوباره ما رو بزنن. ولی اعصاب مصابشون تعطیله ها.

 

و همشون خندیدن.

 

ته كیون: من كه خیلی ازشون خوشم اومد. نظرتون چیه كه بیشتر ببینمشون.

 

جونگهیون:‌ منم موافقم! به نظرم خیلی باحال می‌آن! دوست دارم سربه سرشون بذارم.

 

تمین: پس می‌خواین به چه بهانه‌ای دوباره اونا رو ببینیم؟

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 فروردین 1392 07:59 ب.ظ