تبلیغات
ღ❤ღ SHINee ღ❤ღ - Happen to (11
♥.•*´¨`*•.♥ Forever Shawol ♥.•*´¨`*•.♥

Happen to (11

چهارشنبه 23 فروردین 1391 09:55 ب.ظ

نویسنده : ❤ Negin ❤
ارسال شده در: HAPPEN TO ،

 

داداشیییییییییی

 

سلام بچه‌ها. خوبین؟

 ببخشید این پارت كمه و زیاد جالب نشده آخه وقت نكردم زیاد روش فكر كنم. به بزرگی خودتون ببشقین .

 

 

 

 

موقعیت: هتل

ادامه...

نگین: ببینم پسرا تو كنسرت به غیر از گروه شما گروه‌های دیگه هم هستن؟

تمین: چطور مگه؟

جولی: آخه ما دوست داریم اجرای گروه‌های دیگه رو هم ببینیم.

مینهو: آره گروه های دیگه هم هستن.

دخترا: سوپر جونیور چی؟

اونیو: چیه؟ از گروه سوپر جونیور خوشتون میاد؟

نسیم: خب آره. دوست داریم اجرای  گروه های دیگه رو هم ببینیم.

مهشاد: باشه. میاییم!!!!! میشه حالا تشریفتونو ببرین؟

پسرا: پس اونجا شما رو می‌بینیم و رفتن

آزیتا: چه پررو! به زور ما رو مجبور كردن بریم.

بیتا: نمی دونم چرا هر وقت اینا رو می‌بینم دوست دارم حالشونو بگیرم!

طره: عجیبه كه برای گروه معروفی مثل اینا رفتن چند تا دختر خارجی و معمولی اینقدر مهم باشه!

نسیم: ما كه اینقدر عاشق اینا بودیم هیچوقت فكرشو نمی‌كردم كه بیاییم كره و  اینا رو از نزدیك ببینیم و اینقدر هم باهاشون لج بشیمم.هه هه هه!

مهشاد: آخه فكر نمی‌كردیم اینا اینقدر پررو و بی ادب باشن.

جولی: آره. ما هم كه به دنیا اومدیم واسه گرفتن حال آدمای پررو و بی ادب!

آزیتا: زدی تو خال... حالا چه جوری حالشونو بگیریم؟

نگین: مهشاد تو نقشه‌ای نداری؟

بیتا: مگه میشه؟ مهشاد همیشه نقشه تو آستینش داره!

مهشاد: معلومه كه دارم. به نظر من بریم عكسا و اسمای اعضای سوپرجونیورو تهیه كنیم و فقط اونا رو تشویق كنیم و موقع اجرای پسرای همه ساكت سر جامون بشینیم!

دخترا: اوووووووكی!

موقعیت: محل كنسرت

این دفعه هم یه نفر دخترا رو راهنمایی كرد به طرف جایگاه مخصوص نزدیك صحنه اجرا.

مهشاد: بچه‌ها حواستون باشه. اصلاً گروه پسرا رو تشویق نكنین.

اجرا با گروه سوپر جونیور شروع شد. پسرا از پشت صحنه دخترا رو می‌دیدن.

جونگهیون: اینا رو نگاه كنین دارن خودشونو می‌كشن.

جونگمین: ببینم! مگه چیكار می‌كنن؟

ته كیون: نگاه كن. همشون عكسای سوپرجونیور دستشونه و مدام دارن اسم اونا رو صدا می‌كنن.

كی: یعنی واسه ما هم این كارو می كنن؟ من كه چشمم آب نمی‌خوره.

اونیو: اگه این كارو نكنن اونوقت واسشون دارم.

تمین: مثلاً چیكار می‌خوای بكنی؟

جونگهیون: اصلاً ما چمونه؟ چرا باید برامون اینقدر مهم باشه؟ اونا چند تا دختر معمولین.

مینهو: نمی دونم ولی من از ظاهر و تیپشون خیلی خوشم میاد. برای من تیپ و طرز لباس پوشیدنشون خیلی جالبه!

جونگمین: آره. مخصوصاً با اون لباسای بلند (منظورش مانتوئه!!!!) و روسری قیافه‌هاشون خیلی جذاب و دوست داشتنیه. (ای جون به خودمون)

ته كیون: می دونی چیشون برام جالبه؟ با این كه می دونن شهرت ما جهانیه ولی ما رو آدم حساب نمی‌كنن!!!!!

تمین: ایول. این كیو باهات موافقم. واسه همینم هست كه برامون جالبن و جذبشون شدیم.

همین موقع مدیر اعلام كرد كه وقت اجراشون شده.

همین كه گروه شاینی وارد شدن همه جمعیت بلند شدن وشروع كردن به تشویق كردن ولی دخترا شروع كردن با هم حرف زدن و تا پایان اجرا اصلاً به صحنه نگاه نكردن.

موقعیت: بعد از اجرا پشت صحنه

كی: دیدین پسرا! اینا فقط اومده بودن حال ما رو بگیرن.

جونگمین: تو طول اجرای ما سه تا گروه حتی یه نگاه هم به صحنه نكردن.

ته كیون: من می گم به روی خودمون نیاریم كه ناراحت شدیم.

تمین: آره. اونا خیلی زود می خوان برگردن به كشورشون بهتره لجباری نكنیم و باهاشون راه بیاییم.

اونیو: حرف راستو باید از بچه شنید.

تمین: بچه جد و آبادته!!!!

جونگهیون: اگه ما بخواهیم باهاشون راه بیاییم فكر نكنم با ما راه بیان.

همین موقع دخترا وارد اتاق پشت صحنه شدن.

دخترا: سلام.

اونیو: چطورین دخترا؟ خوش گذشت؟ مهشاد خانم خوب بود؟

مهشاد: آره خیلی خوب بود. اجرای شما هم عالی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مینهو: شما كه اصلاً به اجرای ما نگاه نكردین. می‌خواستین حال ما رو بگیرین؟ آره نسیم خانم؟

نسیم یه دفعه جا خورد و گفت: م م من نمی دونم از مهشاد بپرسین!!!!!!

اونیو خندید و گفت: من می دونستم همش زیر سر این آتیش پاره ست.

نگین: چرا شما فكر می‌كنین ما همیشه می خوایم یه جوری حالتونو بگیریم؟

جونگمین: تو یكی حرف نزن كه تابلو بود كه داری فیلم بازی می كنی! تو هلاك این بودی كه یه لحظه منو نگاه كنی!!!!!!!!

نگین: اصلاً اینطوری نیست. بیخود دلتو خوش نكن!

جولی: مثل اینكه شما موقع اجرا همش حواستون به ما بوده.

تمین: من كه همش حواستم به تو بود (ای جان). خیلی منو سوزوندی!!!!

آزیتا: اوووووووه. حالا چرا اینقدر بزرگش می كنین؟ یعنی اینقدر بهتون برخورده؟

ته كیون: اتفاقاً اصلاً بهمون برنخورده (آره جون عمت). همین كه اومدین خودش خیلیه!!!!!!!

جونگهیون: حالا این حرفا رو ول كنین.  شما كی می خواین برگردین به كشورتون؟

بیتا: هفته دیگه. چطور مگه؟

كی: خوب پس بهتره لجبازی و كنار بذاریم و توی این یه هفته با هم خوش بگذرونیم.

طره: آره. منم موافقم.

دخترا و پسرا موافقت كردن و تصمیم گرفتن تو این یه هفته‌ای كه دخترا كره هستن با هم به گردش برن و خوش بگذرونن بدون اینكه با هم كل كل كنن. (مگه میشه؟)

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 فروردین 1392 07:58 ب.ظ