تبلیغات
ღ❤ღ SHINee ღ❤ღ - LOVELY SHINY (16
♥.•*´¨`*•.♥ Forever Shawol ♥.•*´¨`*•.♥

LOVELY SHINY (16

پنجشنبه 24 فروردین 1391 02:57 ب.ظ

نویسنده : ❤ Negin ❤
ارسال شده در: LOVELY SHINY ،

سلام آجیای گلم. بعد از یه قرن با ادامه داستان اومدم!!! ببشقین زیاد جالب نشد. برید ادامه

 

موقعیت: فرداش سالن تمرین

پسرا تو سالن بودن كه دخترا وارد شدن.

دخترا سلام كردن ولی پسرا خیلی سرسنگین جواب دادن.

همه با جفتاشون شروع به تمرین كردن ولی تمین نشسته بود.

جولی: چرا نشستی؟ تمرین نمی‌كنی؟

تمین: زانوم درد می‌كنه.فعلاً نمی‌تونم.

- چرا درد می‌كنه؟!

- دیشب كنار رودخونه یه روح خبیث منو هل داد و افتادم زمین.

- راست می‌گی؟ روحه چه شكلی بود؟

- شبیه جادوگرای دیوونه درست شبیه تو.

- چیه؟ می‌خوای با من دعوا كنی؟

- نه. ولی الان نمی‌تونم باهات تمرین كنم. پس فعلاً برو تنهایی غاز بچرون!!!!

- مثل اینكه خوشت اومده؟ دوست داری اون یكی زانوتم زخم بشه؟

بعد از تمرین موقع استراحت.

دخترا رفتن طرف پسرا.

نسیم: چیه؟ قیافه میگیرین؟ از شوخی دیشب ما خوشتون نیومد؟

دخترا همه خندیدن.

مینهو: چرا خیلیم خوشمون اومد. ولی اگه تلافی كردیم شما هم باید خوشتون بیاد.

مهشاد: از قیافه‌هاتون كاملاً معلومه كه خوشتون اومده!!! معلومه خیلی بی‌جنبه‌این!

اونیو: پای تمین زخمی شده و تا دو سه روز نمی تونه تمرین كنه. دیگه از این شوخیای مسخره نكنین!

بیتا: خیلی هم دلتون بخواد. باید افتخار كنین چون ما با هر كسی شوخی نمی‌كنیم.

جونگهیون: جدی؟ پس برید با اونایی كه افتخار می‌كنن شوخی كنین. همونایی كه دویدین و رفتین تو بغلشون!!!

نگین: اووووووووووه! حسودیتون شده؟ هه هه هه.

جونگمین: برای چی باید حسودیمون بشه. شما مال این حرفا نیستین!

آزیتا: یعنی چی كه می‌گی مال این حرفا نیستین؟ شما فكر كردین كی هستین؟

ته كیون: به جای این كه معذرت بخواین یه چیزی هم طلبكارین؟

طره: واااااااااای بسه! باز دعواشون شد. یه هفته دیگه تحمل كنین تا كلیپ كارش تموم بشه.

كی: باشه! بیایین دیگه به هم كاری نداشته باشیم. شوخی هم ندارم.

همون موقع دخترای گروه  SSG با كلی سر و صدا و جیغ جیغ وارد شدن و به طرف پسرا رفتن.

هیویون به طرف اونیو رفت و بازوشو گرفت و گفت: سلام اوپا. دیشب چرا یهو غیبتون زد. ما خیلی دنبالتون گشتیم.

اونیو: شرمنده عزیزم!!!!!!! رفتیم دور دریاچه بگردیم و بعد یه نگاه به مهشاد انداخت و با صدای بلند به هیویون گفت: عزیزم تو چرا روز به روز خوشگلتر می‌شی؟ (اووووووغ)

یوری: خوب پس چرا به ما نگفتین تا ما هم باهاتون بیاییم.

مینهو: خوب شد نیومدین. كنار دریاچه چند تا روح دیوونه و وحشتناك بودن كه هر كی می‌رفت اونجا اذیتشون می‌كردن.

پسرا زدن زیر خنده و دخترای LOVELY  با اخم به اونا نگاه می‌كردن و چون نمی‌تونستن جواب بدن حرص می‌خوردن.

جسیكا دست جونگمینو گرفت وگفت: دارین شوخی می‌كنین؟

جونگمین لپ جسیكا رو كشید و گفت: نه قربونت برم!!!!! اگه شماها با ما میومدین چون خیلی خوشگلین اون روحا حسودیشون می‌شد و یه بلایی سرتون می‌آوردن!

همون موقع نگین دستشو گذاشت جلوی دهنش و اوغ زد و یواش گفت: حالم به هم خورد! و جونگمین چپ چپ بهش نگاه كرد.

تمین: آره راست میگه. ببین چه بلایی سر من آوردن! و زانوشو نشونشون داد.

یونا: الهی بمیرم. (ایشالا!) ببینم چی شده؟

تمین: اگه دست تو به زانوم بخوره حتماً زود خوب می‌شه و خندید.

دخترای LOVELY زدن زیر خنده.

جونگهیون رو به دخترای LOVELY كرد و گفت: شما كار ندارین وایستادین اینجا و به حرفای ما گوش می‌دین؟

بیتا: سرت به كار خودت باشه! ما به شما كاری نداریم.

سانی: بهتر شما سرتون به كار خودتون باشه.

نسیم: هر وقت گفتن خاك انداز خودتو وسط بیانداز.

سوزی: اصلاً چرا شما اینجا واستادین؟

آزیتا: فضولو بردن طویله یونجه دادن نمیره!!!

ته كیون: دخترا ولشون كنین. اینا تو زبون كم نمی‌آرن. تنها چیزی كه دارن زبونه.

طره: مثل شما! شما هم تنها چیزی كه دارین روئه!!!

لونا: حالا خوبه هیچی نیستین فقط ادعا دارین.

كی: لونا عزیزم ولشون كن! بچه ها بیایین ما بریم بیرون.

مهشاد: ما هیچی نیستیم؟ بهتره بری خودتو تو آینه نگاه كنی اونوقت میبینین هیچی چه شكلیه!

انیو: تو همیشه باید دعوا راه بندازی؟ از دعوا خوشت میاد؟

- آره. از دعوا كردن خوشم میاد. اگه دعوا نكنم شبا خوابم نمی بره. من دیوونه دعوا كردنم! مخصوصاً وقتی كار به كتك كاری بكشه! عاشق اینم كه چشممو ببندم و دست و پا و دندونم رو به كار بندازم. الانم دندونا و دست و پام می‌خاره!!!! و همین طور كه این حرفا رو می‌زد به طرف دخترای SSG رفت!

همه با دهن باز به مهشاد نگاه مكردن و زبونشون بند اومده بود .

مینهو: ب ب بچه‌ها بیایین بریم و دست دخترای SSG رو گرفتنو بردن بیرون.

بعد از رفتن اونا یه دفه همه دخترا زدن زیر خنده.

نگین از خنده روی زمین ولو شده بود و نمی‌توانست حرف بزنه!

نسیم از خنده دل درد گرفته بود.

جولی:‌ خیلی با حال بود مهشاد. قیافه‌هاشون دیدنی بود !

بیتا: آره. لونا از ترسش نمی‌تونست آب دهنشو قورت بده.

آزیتا: دمت گرم مهشاد. هه هه هه. اگه تورو نداشتیم چیكار می‌كردیم؟

طره: یادم باشه او ن آویز موبایلمو كه تو خوشت میاد بهت بدم.

مهشاد: عوضیا!!!! فكر كردن كی‌ان. دیدین اون هیوهیون عوضی چطور آویزون انیو شده بود؟ دلم می‌خواست پوست سرشو بكنم.

مهشاد تا اینو گفت همه دخترا با تعجب به مهشاد نگاه كردن!!!!!

نگین: چی شد؟ چی شد؟ حسودیت شده؟

مهشاد: نمی‌دونم!!!!! فقط می‌دونم كه دوست دارم فقط خودم با اونیو حرف بزنم!!!

نسیم: آره منم وقتی اون دخترا باهاشون می‌گفتن و می‌خندیدن حس خوبی نداشتم.

همه دخترا هم یكی یكی تایید كردن.

پسرا با دخترای SSG بیرون اومدن و قرار گذاشتن كه شام با هم بخورن

بعد از رفتن دخترای SSG یه دفه تمین زده زیر خنده.

تمین: بچه‌ها دخترای LOVELY رو دیدین؟ مثل اینكه ناراحت شده بودن ما با اینا حرف می‌زدیم.

جونگهیون: وای مردم مردم از خنده. این دختره مهشاد خیلی دیوونست.

اونیو: آره خیلی دیوونست واسه همینم من داره كم كم ازش واقعاً خوشم میاد.

مینهو: آره دخترای جالبین. آدم وقتی سر به سرشون میزاره دیوونه می‌شن. من فكر كنم از نسیم همون روز اول كه دم دستشویی مردونه دیدم خوشم اومد.

جونگمین: آره احساس می‌كنم یه جورایی از نگین خوشم می‌یاد. شماها چی؟

تمین: آره منم وقتی با این جولی می‌رقصم احساس خوبی بهم دست می‌ده.

كی: اوه اوه مثل  اینكه كار داره به جاهای باریك می‌كشه. ولی احساس می‌كنم اونا هم از ما بدشون نمی‌آد. حالا چكار كنیم؟

ته كیون: به نظرم بهترین كار اینه كه با استفاده از دخترای SSG حسادتشون رو تحریك كنیم. مثل اینكه این كار خوب جواب می‌ده............

بای بای تا هفته دیگه.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 فروردین 1392 07:58 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30