تبلیغات
ღ❤ღ SHINee ღ❤ღ - LOVELY SHINY (11
♥.•*´¨`*•.♥ Forever Shawol ♥.•*´¨`*•.♥

LOVELY SHINY (11

چهارشنبه 23 فروردین 1391 08:35 ب.ظ

نویسنده : ❤ NaSim ❤
ارسال شده در: LOVELY SHINY ،

سلام...سلام...
خوفید؟!
دیگه زیاد نمیحرفم،برید شاهکار منو بخونید...

 

 

 

 

همون لحظه معلم  رقص وارد شد و به بچه‌ها گفت: سلام بچه‌ها. ما قراره دو هفته با هم كار كنیم پس بهتره با هم راحت باشیم.  حالا جفتای رقصتونو انتخاب كنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

مهشاد:جفت رقص دیگه چه صیغه ایه؟!

 

مربی:هه هه هه...هر کدوم از شما دخترا باید با یکی از پسرا یه جفت رقصو تشکیل بدید و با هم تمرین کنید...و همون موقع گوشیش زنگ خورد و گفت:یه لحظه غذر میخوام بچه ها...الو...و از سالن بیرون رفت.

 

جولی به بقیه ی دخترا گفت:ای وای حالا باید چه جوری 2 هفته ی تمام این پسرا رو تحمل کنیم؟!!

 

بیتا:ماجرای مار از پونه بدش میاد شده...

 

نگین:ااااا...چرا آخه؟!!خوبه که!!!!!!!!

 

نسیم:این کفش منو میبینی؟!اگه به این حرفات ادامه بدی تا چند ثانیه دیگه لمسش میکنی!!

 

مهشاد:تازه مال من هم هست...!

 

طره:بسه بچه ها،آدم اینجاستااا...

 

آزی:من که بغیر خودمون 6 تا آدم دیگه ای نمیبینم.

 

نگین:در اون صورت مشکل از چشاته...بغیر ما 6 تا آقا پسره دیگه ...آخ...چرا میزنی؟!

 

مهشاد:تا تو باشی دیگه برخلاف نظر گروه حرفی نزنی...بله بله آزی حق باتوئه...

 

نسیم:شانس آوری الآن به دلیل اصابت کفش به مغز گرامی راهیه بیمارستان نشدی...

 

جولی:وای نگین چند روزه خیلی رو اعصاب منی!!!

 

بیتا:چی چی چند روزه؟!تازه دیشب عاشق شده...آخ تو دیگه واسه چی میزنی؟اشتباه گرفتی.اون نگین بودا...!

 

نسیم:کی گفته عاشق شده؟!تلقین نکن...

 

-نیازی نیست کسی بگه...کلا" تابلوئه...ببین اون پسره هم فهمیده.هی داره به نگین نگاه میکنه میخنده...

 

نگین:کو؟!کدوم؟!کی؟!

 

-واقعا"که!!!!!!بابا فقط میخواستم به همه ثابت کنم از دست رفتی...هی هی هی...

 

نگین:خوب واستون سوژه شدما...این اتفاق واسه خودتونم میوفته دیگه،اون موقع حالتونو میپرسم...

 

همه ی دخترا:عمرا"...!!!!!!!!!!!!!!

 

 

موقعیت:همون موقع پیش پسرا،اون ور سالن

 

 

ته کیون:به به از این بهتر نمیشد...ایول.

 

اونیو:با این ماجرای جفت جفت شدن کار ما آسون شد...

 

جونگ مین:بله.مثل اینکه شانس باماست...

 

مینهو:بچه ها دقت کردین...جونگ مین عین گزارشگرای تلویزیون (درسته؟!!!) حرف زد...!

 

کی:کارتو که آسونه...

 

تمین:خوب بچه ها شما هر کدوم کدومشونو انتخاب میکنید؟!

 

جونگ مین:ماله من که مشخصه...

 

کی:لیدره با من...

 

جونگ هیون:اون ریزه میزه هست!رهبر اصلیه رقص،اون با من...ها همونی که الآن از اون یکی یه پس گردنیه جانانه خورد...!

 

مینهو:هه هه...تو هم دیدی؟!اونی هم که پس گردنیه رو زد با من.

 

اونیو:خوب منم اونی که این طرف وایستاده....اسمش چی بود؟هااا،مهشاد...

 

ته کیون:منم اونی رو که هیون سیوگ دیشب هی دورو برش بود...رپره...

 

تمین:به به...خوب جولی رو هم من برمیدارم...

 

جونگ هیون:بچه ها میدونید از این وضع چه نتیجه ای میشه گرفت؟!!میشه نتیجه گرفت حافظه ی هممون بجز اونیو و تمین اندازه ی جلبک هم نیست...چون فقط اونا اسمشونو گفتن...

 

پسرا زدن زیر خنده...

 

همون موقع در سالن وا شد و صدای جیغ جیغ و اوپا گفتن یه دسته دختر همه جا رو پر کرد...

 

تمین:وای این آویزونا بازم پیداشون شد...

 

کی:نه دیشب یه چیز باحالتر واسه توصیفشون به کار بردای...چی بود؟!!هااااا...

 

همه ی پسرا با هم:فاجعه ها...

 

سانی:سلام جونگ هیون اوپا...خیلی وقت بود ندیده بودمت...

 

جونگ هیون:سلام،چی میگی سانی ما که دیشب تو مهمونی همدیگه رو دیدیم...

 

-خوشم میاد حواست جمه!!(حالم به هم خورد!!بیتا منو نکش!!)

 

لونا:کی اوپا امروز چقدر خوشتیپ شدی...

 

یوری:تو هم همین طور مینهو اوپا...

 

مینهو:اون دفعه که اینو گفتی جوبتو چی دادم؟!!بازم جوابم همونه...

 

-اونو که میدونم همیشه خوشتیپ هستی...

 

جسیکا:خوب چه خبرا؟!!

 

جونگ مین:تو دیشب هم اینو از من پرسیدیاااااااااا!!گفتم که از امروز داریم واسه ساختن MV جدیدمون کار میکنیم.

 

هیویون:خوب پس واسه تمرین ایجایید.حتما"خیلی خسته شدید...

 

اونیو:با اجازتون واسه تمرین اینجاییم ولی خسته نیستیم.چون هنوز این مربی نیومده...

 

سوزی:آهاااا...یادم افتاد...شنیدم میخواید واسه ساخت کیلیپ جدیدتون با یکی از گروه های پسر خارجی همکاری کنید.آره؟!کدوم گروه؟

 

ته کیون:کاملا"درست به هتون خبر ندادن...قراره با یه گروه خارجی همکاری کنیم،اما از نوع دخترش...

 

-آهاااااااااا...

 

کی:چیزی شده؟!!

 

لونا:ننننننننننننههههههههههههههههه...چطور مگه؟!!

 

تمین:آخه لبو لوچتون یهو...هیچی بابا!

 

یونا:حالا این گروه خوش شانس کجاست؟اسمشون چیه؟!

 

-اسم گروهشون Lovely girls ه!یه دیقه هم برگردید می بینیدشون!

 

دخترای گروه SSG برگشتنو دخترا رو دیدنو یه لبخند مصنوعی زدنو به طرفشون رفتن...

 

نگین:اه اه اه چندشا...

مهشاد:حالم به هم خورد...

 

جولی:واقعا"...مو به تنم سیخ شد...

بیتا:این جور دخترا رو فقط باید با دمپایی ابری بکشی...مثل...

 

نسیم:عینه هو سوسک!!

 

طره:اه بچه اینقدر منو نخندونین دارن میان...

 

هیویون اومد جلو و با مهشاد دست داد و گفت:از دیدینتون خوشحالم...

 

مهشاد:منم همین طور...

 

نسیم:واقعا"؟!!که جولی یکی زد به پای نسیمو اونم ساکت شد!

 

بعد از اینکه اعضای دو گروه باهم دست دادنو اینجور چیزا مربی وارد سالن شد و گفت:وای ببخشید واقعا"...مجبور شدم جواب بدم...ااا...دخترای گروه SSG ...سلام دخترا،اینجا چیکار میکنید؟!

 

سانی:سلام مربی...ما اومدیم هم یه سری زده باشیم هم با این گروه جدید آشنا بشیم...

 

-اما مدیر برنامه هاتون داره دنبالتون میگرده و البته خیلی عصبانیه!!

 

جسیکا:ااا...وای پس بهتره ما بریم...خداحافظ پسرا و رو به دخترا گفت:از آشناییتون خوشحال شدم...بازم بیشتر باهم آشنا میشیم...

 

مهشاد آروم طوری که فقط دخترا بشنون گفت:آره؟!!من از 3فرسخیه جایی که شما باشید هم رد نمیشم...!!

 

بعد از رفتن گروه SSG مربی رو به بقیه کردو گفت:خب بچه ها اصلا" وقتی واسه تلف کردن نداریم...جفتای رقصتونو انتخاب کردین؟

 

دخترا همین که میخواستن یه بهونه ای چیزی جور کنن بگن که نمی خوایم،پسرا جلو جلو اومدن دست هر کدوم از دخترا رو گرفتنو گفتن:بببببببببببلللللللللللللههههههههههههه!!!!!!!!

 

دخترا با تعجب یه بار به همدیگه نگا میکردن یه بار به پسرا...ولی چون وقت کم بود نمی تونستن چیزی بگن...این وسط فقط نگین از اون وضع راضی بود...

 

 

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 فروردین 1392 08:01 ب.ظ